تبلیغات
شرکت فیلمسازی و توسعه رسانه ای
 
 
 

نگاهی به فیلم او (خانه) در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر

اثری از پلان فیلم در جمعه 15 اردیبهشت 1396

فیلم او (خانه) دومین ساخته اصغر یوسفی نژاد یکی دیگر از آثار راه یافته به سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر است که در سال 1395 در شهر تبریز جلوی دوربین رفته است.

ماجرای این فیلم حول یک وصیت‌نامه می‌چرخد. مردی از دنیا رفته و همه دور جسد او جمع شده‌اند اما این جسد از چشم تماشاگر دور نگه داشته می‌شود. متوفی وصیت کرده که بعد از مرگ، جسد او را در اختیار دانشکده پزشکی برای استفاده علمی قرار دهند اما دخترش شدیداً مخالف است.

با کمی تحقیق و پژوهش پیرامون هنروران این اثر چیزی که بیش از هرچیز توجه را به خود جلب می کند تئاتری بود اکثر بازیگران این اثر است. شاید همین موضوع پلان سکانس های طولانی این اثر را با ثبات، تماشایی و قابل تامل کرده است، هر چه قصه جلوتر می رود در موازات فضای تجربی فیلم خط روایی به آن شکل گیری نهایی که هدف فیلمساز بوده می رسد، به همین دلیل تماشاگر با فیلم ارتباط تنگاتنگی برقرار می کند از مختصات ساختاری فیلم مشخص است که فیلمساز به هیچ وجه قصدش بدست آوری سرمایه نبوده به همین دلیل به درستی  توانسته قصه یی ساده و بکری را در غالب فضای تجربی جلوی دوربین ببرد اثری که بیشتر قصد دارد ساختار شکن باشد و در فضا و موقعیت محدود حرف بزرگی بزند؛ فضای تجربی فیلم با قواعد دراماتیک منطبق شده است و یوسفی نژاد به عنوان فیلمساز با فرم به محتوا رسیده است محتوایی بکر که با خلاقیت فرمیک به یک فیلم جذاب تبدیل شده، این اثر با توجه به شرایط ساختاری اش به هیچ وجه پز روشنفکری نمی دهد یا در میزان سن ها حرکات اضافی یا افه های سینمایی نمی بینیم فیلمساز ما با بهره گیری از یک موضوع درام توانسته خط روایی فیلمش را طوری شکل بدهد که مخاطب عام و خاص بتواند با آن ارتباط برقرار کند، از سوی دیگر یوسفی نژاد با خلق سکانس پلان های متعدد فضاهایی را خلق کرده که باعث شکل گیری محتوا هم می شود اساسا سکانس پلان ها طوری طراحی شده اند که غلو شده به نظر نمی رسند ، کلیت فیلم خانه اگر چه به فیلم کوتاه شباهت دارد اما قصه کشش لازم برای یک فیلم بلند را دارد، یوسفی نژاد در هفتاد و پنج دقیقه با روایتی صریح و شفاف به یک موضوع انسانی پرداخته است دختری که برای به ثروت رسیدن با همکاری شوهرش پدر پیرش را مسموم می کند تا بمیرد از سوی دیگر پدر در زمان حیاتش وصیت می کند تا بعد از مرگش جنازه اش را به دانشگاه پزشکی بدهند تا دانشجویان جوان آن را تشریح کنند، نگرش فیلمساز به جایگاه انسان ها در بطن شخصیت پردازی ها نهفته شده است به هیچ وجه تصویری از جنازه ی پدر نمی بینیم پدر وصیت کرده بعد از مرگش جنازه ش را به دانشگاه پزشکی بدهند تا پزشکان جوان آن را تشریح کنند تا به علم شان اضافه شود پدر در سودای علاقه به پزشکی همچین وصیتی کرده و آن مسئول دانشگاه تلاش می کند تا جنازه را به دانشگاه ببرد اما از سوی دیگر دختر به همراه شوهرش پدر را مسموم می کند که خانه را بفروشند تا جایگاه اجتماعی شان ارتقا یابد، یوسفی نژاد با نگاه امروزی توانسته فیلمی جسورانه با جسارت های فرمیک بسازد فیلمی که در ساده بودنش حرف های بزرگی در آن گنجانده شده اما این حرف ها بصورت ملودرام های مرسوم شکل نگرفته زیرا که فیلمساز در اوج و فرودهایش از تعلیق های منطقی استفاده کرده به طور مثال از آغاز فیلم دختر شیون و گریه زاری می کند، فیلمساز هوشمندِ ما بازیگری را برای این نقش پیداکرده که میمیک ساده و مظلومی دارد دختر نمی گذارد تا جنازه پدر را به دانشگاه پزشکی ببرند تماشاگر با احساسات دختر همذات پنداری می کند، یوسفی نژاد گره گشایی را چنان از تماشاگر پنهان نگه داشته تا بتواند فیلمش را با یک شوک یا غافلگیری به پایان برساند، اصول پرداخت داستانی که در فیلم خانه دیده می شود بر اساس پایان آن شکل گرفته، چرا دختر نمی گذارد جنازه ی پدر را برای تشریح به دانشگاه پزشکی ببرند؟  یعنی یوسفی نژاد از دختر که مظلوم نمایی می کند یک شخصیت ضد انسان و خبیث ساخته است، این همان شیوه ی پرداخت صحیح در درام پردازی ست که فیلمساز با هوشمندی می تواند تماشاگر را روی صندلی نگه دارد و احساسات او را جریحه دار کند پایانی شوک آور و البته دور از انتظار، در موازات نکات مثبت این فیلم باید اضافه کرد که یوسفی نژاد توانسته با فضای تجربی به نوعی ساختار شکنی کند یا دست به رسیک های مختلف بزند. فیلمساز در یک لوکیشن با بازیگرانی که تا به حال آن ها را ندیده ایم توانسته به بهترین نحو دومین فیلمش را بسازد، انتخاب بازیگران به خصوص محدثه حیرت و کنترل در هدایت آن ها یکی دیگر از نکات مهم این فیلم محسوب می شود، مطمئنا اگر یوسفی نژاد این فیلم را با بازیگران چهره می ساخت تا این حد و اندازه تاثیر گذار نبود، فیلمساز در طول فیلم هیچ تاکید یا اشاره یی به پایانبندی نمی کند اما مهم ترین نکته ی فیلم خانه در تاثیر گذاری و غافلگیری نهایی آن است و در موازات آن رد و بدل شدن دیالوگ های ترکی البته با زیرنویس فارسی فضای فیلم را جذاب کرده است . این فیلم در اکران عمومی در بخش هنر و تجربه می تواند به راحتی با مخاطب ارتباط برقرار کند. این فیلم با ساختاری استاندارد و قصه یی منسجم می توانست در اکران غیراز هنروتجربه هم موفق باشد چرا که فیلم خانه باعث ارتقای سلیقه ی مخاطبان سینما می شود، سینمایی که نوآور و خلاق است. 
مهدی کیانی



برچسب ها : جشنواره جهانی فیلم فجر , مهدی کیانی ,
دسته بندی : اخبار و رسانه ها ,
 

نگاهی به فیلم فرانتز در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر

اثری از پلان فیلم در یکشنبه 10 اردیبهشت 1396

جالب است اگر بدانید فیلم «فرانتز» در اولین هفته نمایش عمومی خود ۱۵۷ هزارتماشاگر را به سینماها کشاند.
فرانسوا ازون کارگردان خوش قریحه این فیلم سناریو را برمبنای نمایشنامه ای به نام «مردی که کشتمش» اثر موریس روستاند اقتباس کرده است. او به شکل ماهرانه ای در زوایای شخصیت های خلق شده کنکاش می کندو احساسات درونی آنها را همچون نقاشی چیره دست به تصویر می کشد.
لازم به توضیح است که از این ماجرا، ارنست لوبیج درسال ۱۹۳۲ نیز فیلم قابل توجهی ساخته بود.
بعد از پایان جنگ جهانی اول ( ۱۹۱۴۶_۱۹۱۸) در یک شهرکوچک آلمان، آنا نامزد سربازی آلمانی به نام فرانتز که در جنگ کشته شده هر روز بر سر قبر او می رود. آنا در یکی از این روزها متوجه می شود که جوان ناشناسی بر سر این قبر آمده و بسیار تحت تاثیر قرار گرفته و سپس گریه کنان آنجا را ترک می کند. کنجکاوی دختر جوان تحریک می شود و مرد جوان را دنبال می کند. مرد جوان که دراین شهرغریبه است، برای خودمکانی می یابد و باز در روزهای بعد به سرهمین قبر بازمی گردد و همچنان تحت تاثیر شدید قرار می گیرد و آنجا را ترک می کند، بعدا معلوم می شود که این مرد جوان سربازی فرانسوی بوده و در جریان جنگ جهانی با فرانتز روبرو شده و او را کشته است، اما حالا دوست دارد برای طلب بخشش از خانواده مقتول، با آنها رابطه برقرار کند. مرد جوان پیش خانواده سرباز آلمانی ادعا می کند که دوست فرزندشان بوده و با هم درپاریس موزیک می زده و به موزه لور می رفته اند و…
دختر که در ابتدا به سختی سرباز فرانسوی را قبول می کند، به خاطرعشقی که به فرانتز داشته، می خواهد بیشتر درباره نامزدش بداند. رفته رفته دوستی عمیقی بین آنها و همین طور میان فرانسوی ها وآلمانی ها شکل می گیرد. تا اینکه پسر فرانسوی سخت مریض می شود و به کشورخود برمی گردد اما دختر دل به او بسته است وهردو برای هم نامه های عاشقانه می نویسند تا روزی که معلوم می شود بخش عمده حرف های جوان فرانسوی دورغی بیش نبوده است. مرد جوان سپس خود را ناپدید می کند، دخترکه از او کلا بی خبر می ماند به پاریس می رود و به جستجوی او می پردازد…
ساختار روایتی ماجرا در سطح های مختلفی بازگو می شود و در نحوه ارائه آن، داستانی کشش دار گنجانده شده وگیرائی خاصی به فیلم داده که لحظه به لحظه تماشاگررا با خود همراه می کند.
موقعیت هائ شخصیت ها جابجا می شوند، جایگزینی شخصیت ها از دید آن دیگری بعد جدیدی به اثر می بخشد. قهرمان داستان که اسمش عنوان فیلم را یدک می کشد در خود فیلم حاضرنیست اما همه درباره اش صحبت می کنند و عاشق او هستند و همین کنجکاوی تماشاگررا بیشتر میکند.
دیالوگ نویسی بسیار هوشمندانه، موقعیت های سورپرایزکننده در طول داستان، می تواند برای سناریونویسان تازه کار و حتی با تجربه نیز آموزه های جالبی باشد.
جدا از این ها فیلمبرداری عالی سیاه وسفید فیلم، بازیهای بسیار خوب به ویژه «پییر نینیه» در نقش سرباز فرانسوی و «پلا بر» در نقش نامزد فرانتز– به خلق این اثر ماندنی کمک می کند.
میزانس های فرانسوا ازون را نیز نباید از یاد برد. استفاده از رنگ ، درلحظاتی که شخصیت ها با شادی زندگی می کنند، جالب توجه است. صحنه های پایانی فیلم با رویاهای آنا پایان می گیرد، اگرچه این دختر جوان برای به دست آوردن سرباز فرانسوی به پاریس رفته و با هزاران مشکل پیدایش می کند، اما دوباره او را ازدست می دهد، اما با این حال، حالا دیگر حاضر نیست پاریس را ترک کند، چیزی در قلب این دختر جوان شکسته و چیز جدیدی در او متولد می شود و آن تابلوئی است که در موزه لوور او را جادو کرده است
مهدی کیانی



برچسب ها : جشنواره جهانی فیلم فجر , مهدی کیانی ,
دسته بندی : اخبار و رسانه ها ,
 

نگاهی به فیلم نگار در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر

اثری از پلان فیلم در یکشنبه 10 اردیبهشت 1396

یکی دیگر از آثار اکران شده در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر نگار اثر رامبد جوان است

عمده فیلم‌های سینمای ایران درون یک خانه قدیمی یا یک آپارتمان می‌گذرد. در رفت‌وآمد شخصیت‌های فیلم و دوربینی که عمدتاً روی دست است، با روابط خانواده یا زوج اصلی آشنا می‌شویم و… سینمای اجتماعی معمولاً واژه‌ای است که کارگردان‌ها برای توصیف کارهای خود به کار می‌برند و حتی در غلطی مصطلح به عنوان «ژانر» اجتماعی عنوان‌شده است. این جریان اصلی سینمای ایران به‌خصوص در جشنواره فجر جایی که روزی چند فیلم می‌بینیم بیشتر از قبل به چشم می‌خورد. در این شرایط «نگار» از همان شروع نوید یک هوای تازه را می‌دهد. فیلمی با حضور پلیس بالای یک جسد در پارک جنگلی آغاز می‌شود. افسر پلیس بالباس شخصی (با بازی علیرضا آقاخانی کشف دلپذیر بهنام بهزادی در فیلم تنها دو بار زندگی می‌کنیم) قدم‌به‌قدم توضیح می‌دهد آقای ولیان کجا از ماشین پیاده شده، به کدام سمت رفته و کی با اسلحه به مغز خودش شلیک کرده است. در کنار او آقای ولیان (با بازی علیرضا شجاع نوری) همه این توضیحات را عملاً اجرا می‌کند. این صحنه بازسازی یک خودکشی است؟ با پیش رفتن فیلم درمی‌یابیم حضور شجاع‌نوری در صحنه یک حضور ذهنی است. این فرم بارها و بارها در فیلم تکرار می‌شود و نگار در ذهنش به پدرش و پدرش به او تبدیل می‌شود. نگار یگانه کسی است که خودکشی پدرش را باور ندارد و قدم‌به‌قدم به کشف راز مرگ پدرش و مشکلات مالی او با بهمنی شوهرخاله نگار و بهتاش (با بازی آتیلا پسیانی و مانی حقیقی) نزدیک می‌شود.
فیلم البته از قواعد یک فیلم معمایی پیروی نمی‌کند. مهم‌ترین گره‌های داستان نه با هوش یک کاراگاه یا پیگیری نگار که به شکلی متافیزیکی حل می‌شوند. چک هفت میلیاردی پدرنگار که سرنخ تمام مشکلات است، بعد از یکی از کابوس‌های نگار توی دست او پیدا می‌شود. روایت پیچ‌درپیچ دائم به جلو می‌رود و وقتی متوجه می‌شویم باز در یکی از رؤیا/تصورات ذهنی نگار بوده‌ایم یک‌قدم به عقب می‌آید.
فیلم بیش از هر چیز «اعترافات ذهن خطرناک من» فیلم دو سال پیش هومن سیدی را به یاد می‌آورد اما پیچیدگی‌های کمتری نسبت به داستان آن فیلم دارد و در عوض پیچیدگی را به روایتش منتقل کرده است. یک عامل دیگر این شباهت بازی نگار جواهریان در هردو فیلم آن هم با گریمی بسیار شبیه است. جواهریان با فیزیک ریزنقش‌اش دور از ذهن‌ترین قهرمان زنی است که وارد بازی بزرگان شده و حق خود و کشف راز مرگ پدرش را از آن‌ها می‌خواهد و وقتی مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد از دست زدن به خشونت هم اصلاً ابایی ندارد.

رامبد جوان در یک تصمیم درست این بار جلوی دوربین نیامده و در انتخاب بازیگران هم دست به انتخاب‌های عجیب‌وغریبی نزده است. برای نقش یک عاشق رمانتیک و فداکار که البته می‌تواند روی کاملاً متضادی هم داشته باشد، سراغ بازیگر ابدی این نقش‌ها در سینمای ایران یعنی محمدرضا فروتن رفته است. فروتن با مکث‌ها و رگ گردن برجسته کردن موقع ادای دیالوگ‌های عاشقانه سعی‌اش را در خراب کردن فیلم کرده، اما نقش و فیلم‌نامه و هدایت دوربین موفق شده جلوی او را بگیرد!
مانی حقیقی هم که کم‌کم در سینمای ایران تبدیل به کلیشه نقش مردان پولدار و شیطانی می‌شود و این کلیشه را به کلیشه قبلی‌اش یعنی مرد جذاب و دخترکش اضافه می‌کند، در اینجا هم نقش مشابهی دارد. ظاهراً بیش از حد روی جذابیت او حساب کرده‌اند و اغراقی که در بعضی حرکات دارد تماشاگر را به خنده هم می‌اندازد. اشکان خطیبی در یک نقش بسیار کوتاه، بازی‌ای مشابه کار هومن سیدی در فیلم «اعترافات ذهن خطرناک من» دارد و یک خلافکار خرده‌پا و چت و کمی بامزه است. فیلم اما فیلم نگار جواهریان است. نقشی با گستره احساسات وسیع و درعین‌حال بسیار فیزیکی دارد و از زدوخورد تا تیراندازی را تجربه می‌کند. اکستریم کلوزآپ‌های جواهریان هم نشان می‌دهد پشت دوربین کسی قرار گرفته که اعتقاد راسخ به او دارد. «نگار» نشان از یک سینمای متفاوت با جریان اصلی سینمای ایران دارد. سینمایی که روی توانایی‌های تکنیکی و پیچیدگی در روایت حساب کرده است تا روی جذابیت کاراکترها یا آسیب‌شناسی اجتماعی. موفقیت یا عدم موفقیت این تجربه خیلی چیزها را در آینده سینمای ایران می‌تواند تغییر دهد.

مهدی کیانی




برچسب ها : جشنواره جهانی فیلم فجر , مهدی کیانی ,
دسته بندی : اخبار و رسانه ها ,
 

آخرین مطالب

» نگاهی به فیلم او (خانه) در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر ( جمعه 15 اردیبهشت 1396 )
» نگاهی به فیلم فرانتز در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر ( یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 )
» نگاهی به فیلم نگار در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر ( یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 )
» نگاهی به فیلم تاریکی در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر ( جمعه 8 اردیبهشت 1396 )
» تبلیغات تلویزیونی پوشش شگفت انگیز اینترنت 2020 ( شنبه 20 شهریور 1395 )
» تبلیغات تلویزیونی سرعت شگفت انگیز اینترنت 2020 ( دوشنبه 17 خرداد 1395 )
» تیزر جشن فارغ التحصیلی دانشگاه نبی اکرم(ص) تبریز ( چهارشنبه 8 مهر 1394 )
» تیزر اختتامیه هم نت فناوری اطلاعات و ارتباطات ( سه شنبه 24 شهریور 1394 )
» تیزر افتتاحیه هم نت فناوری اطلاعات و ارتباطات ( شنبه 21 شهریور 1394 )
» اینفوگرافی نخستین رویداد هم نت ( سه شنبه 10 شهریور 1394 )
» تیزر جشن جنگ شادی دانشگاه نبی اکرم(ص) تبریز ( چهارشنبه 6 خرداد 1394 )
» پلان فیلم ارزان تر از همه جا ( جمعه 14 فروردین 1394 )
» 4K ( دوشنبه 11 فروردین 1393 )
» Time lapse ( شنبه 10 اسفند 1392 )
» Animation ( یکشنبه 30 تیر 1392 )
 
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ]